محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

5348

تاريخ الطبرى ( فارسي )

با وى مگوى . براى حركت آماده شو . به خواص و غير خواص خويش بگو كه من ترا به كمك و دستيارى على بن عيسى مىفرستم . » گويد : آنگاه نامه اى به على بن عيسى نوشت به خط خويش بدين مضمون : « به نام خداى رحمان رحيم ، اى روسپىزاده ، مقام ترا بالا بردم و نام ترا بلند - آوازه كردم و سران عرب را مطيع تو كردم و فرزندان ملوك عجم را بندگان و تابعان تو كردم . سزاى من اين بود كه با دستور من مخالفت كردى و آن را پشت سر افكندى و در آن سرزمين تباهى آوردى و با رعيت ستم كردى و با رفتار بد و سوء عمل و خيانت خويش خدا و خليفهء وى را به خشم آوردى . هرثمة بن اعين وابستهء خويش را بر مرز خراسان گماشتم و دستورش دادم كه با تو و فرزندانت و دبيرانت و عاملانت سختى كند و درمى يا حقى از مسلمانى يا پيماندارى به نزد شما نگذارد و از شما بگيرد و به صاحبش پس دهد . اگر تو دريغ كردى و فرزندانت و عاملانت دريغ كردند حق دارد كه شما را شكنجه كند و تازيانه بزند و به شما آن رسد كه به پيمان شكن و تغيير آور و ستمگر و متجاوز مىرسد به انتقام خداى عز و جل اولا و خليفهء وى ثانيا و مسلمانان و پيمانداران ثالثا . پس خويشتن را به معرض كار بيهوده مبر و به رضايت يا كراهت از كار خويش كناره كن . » گويد : رشيد فرمان هرثمه را به خط خويش نوشت كه چنين بود : « اين دستور هارون الرشيد امير مؤمنان است براى هرثمة بن اعين به وقتى كه وى را بر مرز خراسان و اعمال و خراج آن گماشت . دستورش مىدهد كه پرهيزكار و مطيع خدا باشد و مراقب كار خداى باشد و در همه كار كتاب خدا را پيشواى خويش كند كه حلال آن را حلال بدارد و حرام آن را حرام بدارد و به نزد متشابهات آن درنگ كند و از اهل فقه دين خداى و عالمان كتاب خداى بپرسد يا به امام خويش مراجعه كند تا خداى عز و جل ، راى خويش را دربارهء آن به وى بنمايد و وى را به هدايت خويش بكشاند و نيز به او دستور داد كه اين بدكار ، على بن عيسى و فرزندان و عاملان و دبيران وى